خرید بک لینک

اسماعیل خویی...

با من بگو:

” وقتی که صدها صد هزاران سال بگذشت، آنگاه…”

اما مگو “هرگز”

هرگز چه دور است، آه

هرگز چه وحشتناک،

هرگز چه بی رحم است…

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:44

حسین منزوی...کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــبه معجز تو بهارین شده است و شورانگیزبسا شگفت که ظرفیت ِ بهارم بودمنی که زیسته بودم مدام در پاییزچنان به دام عزیز تو بسته است دلمکه خود نه پای گریزش بود نه میل گریزشده است از تو و حجم متین تو ، پُر بارکنون نه تنها بیداری ام که خوابم نیزچگونه من نکنم میل بوسه در تو ، توییکه بشکنی ز خدا نیز شیشه ی پرهیزهراس نیست مرا تا تو در کنار منیبگو تمام جهانم زند صلای ستیزتو آن دیاری ، آن سرزمین ِ موعودیفضای تو همه از جاودانگی لبریزشکسته ام ز پس خود تمام ِ پُل ها رامن از تو باز نمیگردم ای دیار ِ عزیز ! 

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:44

شفیعی کدکنی...بخوان'>بخوان به نام گلِ سرخ، در صحاری شبکه باغها همه بیدار و بارور گردندبخوان، دوباره بخوان تا کبوتران سپیدبه آشیانهی خونین دوباره برگردندبخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوتکه موج و اوج طنینش ز دشتها گذردپیامِ روشن بارانز بام نیلی شبکه رهگذارِ نسیمش به هر کرانه بردز خشکسال چه ترسی؟ که سد بسی بستند:نه در برابر آبکه در برابر نورو در برابر آواز و در برابر شور…دراین زمانهی عسرتبه شاعران زمان برگ رخصتی دادندکه از معاشقهی سرو و قمری و لالهسرودها بسرایند ژرفتر از خوابزلالتر از آبتو خامشی، که بخواند؟تو میروی، که بماند؟که بر نهالکِ بی برگِ ما ترانه بخواند؟از این گریوه به دوردر آن کرانه ببین:بهار آمده، از سیمِ خاردار گذشتهحریق شعلهی گوگردی بنفشه چه زیباست!هزار آینه جاریستهزار آینهاینکبه همسراییِ قلبِ تو میتپد با شوقزمین تهیست زِ رندان:همین تویی تنهاکه عاشقانهترین نغمه را دوباره بخوانیبخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی»

برچسب: نویسنده: آتنا نوری تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:44

صفحه بندی